|
|
گرفته شده از سایت گوناگون |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 6:53 توسط رضا زینلی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
Iran Newspaper=شماره ۲۰۸۹ - سال هشتم - يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۱ |
|
||||||||
|
گفت وگويي با دكتر عادل جليلي رئيس مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
يك جهان گياه در باغ گياه شناسي ملي ايران
* باغ هاي گياه شناسي در دنياي امروز، مكاني براي حفظ گونه هاي گياهي هستند كه در طبيعت ممكن است به دلائل مختلف مورد تهديد قرارگيرند.
* درباغ ملي گياه شناسي ايران كه در سال ۱۳۴۷ ايجاد شد، بيش از ۳۰۰۰ گونه گياهي در محيط هاي سرپوشيده و سرباز نگهداري مي شوند. * شمار گونه هاي گياهي و جانوري ايران از كل قاره اروپا بيشتر است. در حالي كه در كشور انگليس تنها ۱۲۰ گونه انحصاري شناخته شده است، اين رقم در مورد ايران به ۱۷۰۰ رسيده است. * شخصيتي چون بوازيه، ۲۷۰ سال پيش گياهان فلات ايران را مورد بررسي قرارداد. ريشينگر گياه شناس بزرگ دنيا نيز تا هنگام فوت خود، ۱۷۲ جلد كتاب راجع به «فلور ايران» نگاشت كه كار ناتمام او توسط شاگردانش دنبال مي شود. دفتر تقويم سال ۸۰ رو به آخر بود كه به اتفاق يكي از همكاران مطبوعاتي، به باغ گياه شناسي ملي ايران رفتيم. ديدار از اين مجموعه بزرگ كه سنگ بناي اوليه آن بيش از ۳دهه پيش توسط متخصصان سوئدي در منطقه چيتگر ايجاد شد، با هدف معرفي نقش و اهميت باغهاي گياه شناسي ملي در جهان امروز صورت گرفت. گفت وگو با دكتر عادل جليلي* رئيس مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كه مديريت باغ گياه شناسي ملي ايران را نيز عهده دار است، علاوه بر آشكار نمودن نقش و جايگاه بسزاي باغ هاي گياه شناسي در دنياي توسعه يافته كنوني، بيانگر نكاتي تأسف بار از وضعيت طبيعت سبز و انهدام گونه هاي گياهي در كشور بود كه جاي تأمل دارد. اين گفت وگو را بخوانيد.
* شكل گيري و ايجاد باغ هاي ملي گياه شناسي از چه دوره تاريخي و براساس پاسخگويي به چه نيازهايي بوده است؟
*در سده هاي گذشته، باغ هاي بزرگ و سرسبزي در حكومت هاي سلطنتي اروپا ايجاد شده بود كه با تنوع و زيبايي ارزشمند گياهي ، تنها به عنوان تفرجگاه شخصي پادشاهان و خانواده آنها كاربرد داشت. چنين باغاتي در ايران و ساير مناطق دنيا نيز ديده مي شد. به تدريج براثر توسعه جوامع و تغيير و تحول عصر صنعتي و توجه بيشتر به نيازهاي مردم عادي، بسياري از باغات از ملكيت شخصي درآمد و تبديل به بوستان ها يا پارك هاي عمومي شد. باغات قديم هم با انقراض يا تضعيف حكومت هاي سلطنتي به صورت باغهاي گياه شناسي درآمد. اين توجه ناشي از رشد علم گياه شناسي در قرن ۱۹ ميلادي بود كه شخصيت هاي برجسته اي چون لينه و داروين برروي اين علم، پژوهش مي كردند. در اين دوران بود كه پس از سفر گياه شناسان بزرگ اروپايي به مستعمرات و مناطق دوردست و انتقال گونه هاي متفاوت گياهي به كشورهايشان، باغ هاي گياه شناسي به جهت ايجاد مكاني براي تجمع و تنوع گياهي و پژوهش درخصوص آنها، بيشتر مورد توجه قرارگرفت. بر اين مبنا، در اوايل قرن بيستم، اكثر كشورهاي متمدن يا دست به تأسيس چنين باغاتي زدند و يا نسبت به توسعه باغهاي گياه شناسي خود اهتمام ورزيدند. در اواسط قرن بيستم نيز بحث ضرورت حفظ تنوع زيستي و گياهي مطرح شد و باغ هاي گياه شناسي به عنوان ابزار تحقق اين هدف در نظر گرفته شدند. اين نگرش بر مبناي اين ديدگاه شكل گرفت كه علاو ه بر تلاش جهت حفظ تنوع گياهي در طبيعت، نياز به مكاني غيرطبيعي براي حفظ گونه هاي گياهي از آسيب هاي احتمالي، ضرورت دارد. * در واقع باغهاي گياه شناسي يك شيوه مدرن براي حفظ گونه هاي گياهي موجود در طبيعت است؟ * بله. در حال حاضر با وجودي كه بسياري از گياهان به دلائل مختلف نظير جنگ، سيل، آتش سوزي، خشكسالي و … از بين رفته اند. مي توان نمونه هاي آنها را در باغ هاي گياه شناسي يافت كه مي توان در آينده آنها را مجدداً مورد كشت قرارداد. البته هر چه از عمر اين مراكز مي گذرد، بر اثر تطور و تكامل، باغ هاي گياه شناسي ملي كاركردهاي تازه اي نيز پيدا مي كنند. اين باغ ها، در دهه هاي اخير علاوه بر حفظ و نگهداري گونه هاي گياهي، بستري براي كارهاي پژوهشي در حوزه گياه شناسي نيز شده اند. در اين راستا، متخصصان علم گياه شناسي با پژوهش و تحقيق روي گونه هاي متنوع گياهي، موجب غني سازي اين گونه ها مي شوند. كاركرد ديگر باغ هاي گياه شناسي اين است كه بطور عملي و البته ارزان قيمت، زمينه هاي آشناسازي و آموزش مردم نسبت به گياهان را فراهم مي آورند. به عنوان مثال با توجه به گرفتاري هاي متعدد و سطح درآمد مشخص مردم، چند نفر از آنان ممكن است بتوانند به زاگرس يا البرز بروند و زيست بوم و گياهان آنجا را بشناسند. درحالي كه عموم مردم بويژه دانشجويان و پژوهشگران در هركشوري مي توانند با مراجعه به باغ هاي گياه شناسي ملي، ضمن ديدار از اين مراكز اطلاعات وسيعي در اين حوزه پيدا كنند. * باغ گياه شناسي ملي ايران از چه زماني تأسيس شد؟ * آغاز احداث اين باغ به سال ۱۳۴۷ برمي گردد. در اين سال پس از تصويب قانوني در مجلس وقت مبني بر تشكيل مركزي جهت تحقيقات در حوزه جنگلها و مراتع، متخصصان سوئدي پس از بررسي هاي علمي در خصوص مكان يابي، ضمن انتخاب منطقه چيتگر به جهت چشم انداز زيباي اطراف، وزش باد و وضعيت مسأله آب و هواي منطقه، نسبت به استقرار تأسيسات و سازه هاي لازم جهت ايجاد باغ گياه شناسي ملي اقدام كردند. در مراحل بعد اين طرح توسط كارشناسان داخلي دنبال شد و امروز ما شاهد باغي استاندارد در زميني به وسعت حدود۲۰۰ هكتار هستيم. * ويژگي هاي اين باغ چيست؟ * باغ ما، باغ جواني است. ولي از نظر استاندارد. همه كارها طبق استاندارد، بين المللي انجام مي شود در اين راه حتي به روشهاي جديدي دست يافته ايم كه مخصوص خودمان است. باغ هاي گياه شناسي در دنيا عمدتاً به شكل محل رشد گونه هاي مختلف گياهي است ولي روش و استراتژي ما اين است كه خود اكوسيستم را شكل دهيم. ما در اين باغ علاوه بر ايجاد هر باريم ** مركزي ايران، در محدوده وسيع باغ نسبت به ايجاد اكوسيستم هاي متفاوت نظير جنگل هاي خزر، جنگل هاي زاگرس، منطقه خشك ايراني ـ توراني و رويشگاههاي البرز اقدام كرده ايم. در بخشهاي خارجي نيز اكوسيستم هاي هيماليا، چين و ژاپن را ايجاد كرده ايم. مزيت ايجاد اكوسيستم گياهان نسبت به نمايش صرف آنها اين است كه بازديدكنندگان علاوه بر ديدن درختان و گياهان، اقليم و تيپ كوچك شده رويشگاه گياهان مورد نظر را نيز مي بينند. دو سال پيش در بازديدي كه از باغ «كيو» لندن داشتيم، ديدم كه آنهانيز به نگرش اكوسيستمي در ايجاد باغ رسيدند كه در كنار باغ، سازه را هم ايجاد كنند. * چه بخشهايي از اين طرح بزرگ، ناتمام مانده است؟ * ايجاد گلخانه هاي عمده كه بتوان گياهان منطقه آلپ و مناطق گرمسيري دنيا و از جمله گياهان جنوب كشور را در آن نمايش داد، از آن جمله اند. در حوزه ايجاد رويشگاههاي خارجي نظير آمريكاي شمالي، اروپا و منطقه قفقاز هم كار نشده است كه در صورت برخورداري از اعتبار و بودجه كافي، در سال ۸۱ نسبت به ايجاد آنها اقدام مي شود. * آقاي دكتر، از تنوع گونه هاي گياهي در ايران و جهان بگوييد و اينكه چه تعداد گونه گياهي در باغ گياه شناسي ملي ايران نگهداري مي شود؟ * پيش از ورود به اين بحث لازم است اشاره كنم كه گياهان گلدار به دو بخش عالي و پست تقسيم مي شوند كه در اين مؤسسه بيشتر برروي گياهان عالي، تحقيق شده است. در حوزه گياهان پست نظير خزه، جلبك و … كار مطالعاتي وسيعي نشده است. البته در زمينه گياهان پست، علاوه بر يك واحد تحقيقي در باغ ملي گياه شناسي، مؤسسه آفات و بيماري ها نيز به پژوهش مشغول است. در ارتباط با سؤال شما كه تنوع گونه هاي گياهي در ايران و جهان را پرسيده بوديد، بايد گفت كه پيش بيني مي شود تعداد گونه هاي گياهي در سراسر دنيا اعم از شناخته شده ها و ناشناخته ها در حدود ۲۷۰ تا ۳۳۰ هزار باشد. تعداد گونه هاي گياهان گلدار شناخته شده در ايران بالغ بر ۸ هزار است كه پيش بيني مي شود بسيار بيشتر از اين رقم باشد. شمار گونه هاي گياهي و جانوري در ايران از كل اروپا بيشتر است. ما در حوزه گياهي و جانوري؛ كشور مطرحي هستيم. مهمتر آنكه، طبيعت ما، طبيعت گونه زاست. فلات ايران يكي از مناطق مطرح رويشگاهي گياهان در دنياست كه دانشمندان زيادي را مفتون و مسحور خويش كرده است. كشور انگليس تنها ۱۲۰ گونه انحصاري دارد. در حالي كه شمار گونه هاي انحصاري در ايران به تنهايي به عدد ۱۷۰۰رسيده است.گونه هاي گياهي ايران نسبت به مناطق حاره و يا مناطق سرد اروپايي بسيار مقاومترند. گونه هاي گياهي درمناطق حاره و مناطق سرد به دليل يكساني شرايط آب وهوايي درصورت بروز تغييرات به سرعت از بين مي روند. درحالي كه گونه هاي گياهي درفلات ايران اينگونه نيست. گونه هاي گياهي ما نتيجه هزاران سال مسير تكاملي هستند كه طي كرده اند. اين گياهان از منفي ۲۰درجه تا مثبت ۴۰درجه سانتي گراد را تحمل مي كنند. كشور ما جزو ۱۵درصد كشورهاي غني ازنظر تنوع زيستي بخصوص تنوع گياهي است.
* درصحبت هايتان اشاره اي داشتيد به توجه بسياري ازگياه شناسان مطرح دنيا به گونه هاي گياهي فلات ايران. چه افرادي به گونه هاي گياهي ايران توجه نشان دادند ونتايج تحقيقات آنها چه بوده است؟ * شخصيتي چون بوازيه، دانشمند سويسي ۲۷۰سال پيش گياهان فلات ايران را مورد بررسي وپژوهش قرار داد. درسفري كه به سويس داشتم ، در بازديد از هرباريم ژنو مرا به بخش ويژه راهنمايي كردند كه مثل گنج از آن نگهداري مي شد. در آنجا دستخط هايي از بوازيه دركنار گياهان خشك شده ديدم كه مربوط به مناطق مختلف ايران بود. يادم هست او ر اجع به گياهي كه ۲۷۰سال پيش از حوالي سبزوار آورده بود توضيحاتي نوشته بود . حتي نام روستا را نيز قيد كرده بود. ريشينگر از گياه شناسان برجسته دنيا كه ۲سال پيش درگذشت ، محقق ديگري است كه درابتدا به مطالعه گياهان منطقه مديترانه علاقمند بود. وي به مرور با گياهان ايران آشنا شد و رفت وآمد خود را به ايران زياد كرد. او پس از بازنشستگي به تأليف كتاب فلور ايران روي آورد كه تاهنگام مرگ ۱۷۲جلد از آن را نگاشت. مي شود گفت كه تحقيق ايشان دردنيا منحصر به فرد است. بعد از مرگ ريشينگر گروه وي درحال ادامه دادن كار وي هستند. * آ يا باغ ملي گياه شناسي ايران در مراكز استانها و مناطق ديگر كشور نيز ، پايگاههاي مطالعاتي ، تحقيقاتي ونگهداري گونه ها را داراست؟ * بله. اين باغ تعدادي باغ هاي اقماري نيز دارد كه براي شرايط اكولوژيك مختلف نظير سردسير وگرمسير ايجاد شده اند. باغ فدك در دزفول، باغ تبريز، باغ نوشهر و باغ هاي منطقه بياباني كاشان و يزد نيز از آن جمله اند. همچنين در نظر داريم سه باغ گياه شناسي درحاشيه خليج فارس ، شيراز ومشهد ايجاد كنيم كه بستگي به بودجه و امكانات دارد. * كمي هم از وضعيت باغ هاي ملي گياه شناسي درساير كشورها بگوييد. آيا اين باغ ها درجذب گردشگر وتوريست هاي فرهنگي نيز مؤثرند؟ * پايتخت هاي اروپايي و كشورهاي توسعه يافته، باغ هاي گياه شناسي خوبي دارند. همانطور هم كه اشاره كرديد اين جور جاها درآن ممالك توريست پذير هم هستند. مثلاً در باغ گياه شناسي لندن كه ۲۷۰سال پيش ايجاد شده، ۱۰درصد گونه هاي گياهي دنيا نگهداري مي شود. بانك بذر و ژن هاي گياهان مناطق خشك شده درآن كشورها بسيار غني است. در پروژه جمع آوري و حفظ بذرهاي گياهان مناطق خشك درباغ گياه شناسي لندن كه به باغ «كيو» معروف است ، ۶۰ميليون پوند معادل ۷ يا ۸ ميلياردتومان هزينه شد كه بخش كوچكي از كارهاي آنهاست. هرباريم باغ گياه شناسي سويس نيز كه در ژنو مستقر است در نوع خود در جهان بي نظير است . كانادا، استراليا، آمريكا ، ژاپن و ساير كشورهاي توسعه يافته نيز باغ هاي گياه شناسي بسيار عالي دارند. تنوع گياهي در باغ گياه شناسي ملي ايران كه پيشتردر سؤالات شما مطرح شد بالغ بر ۳هزارگونه است كه البته رقم زيادي نيست. البته درصورت تكميل نهايي طرح وايجاد ساير بخش هايي كه جزو برنامه هاي پيش روست باتوجه به غني بودن گونه هاي گياهي كشور وگياهان گلخانه اي و ارتباط خوبي كه با ساير باغ هاي گياه شناسي در ساير كشورها داريم مي توا ن تعداد گونه هاي اين مجموعه را افزايش داد.
درخصوص گردشگرپذير بودن باغ هاي گياه شناسي ملي ، اين باغها دركشورهاي پيشرفته مورد بازديد جهانگردان فرهنگي و متخصصان و كارشناسان داخلي وخارجي قرار مي گيرد ولي متأسفانه در ايران به دليل ناآگاهي عده اي از اهميت كم نظيرو استثنايي گونه هاي تحت حفاظت، دراين مركز امكان مراجعه عمومي درنظر گرفته نشده است. * آيا درحال حاضر تبادل علمي با ساير باغ هاي ملي گياه شناسي داريد؟ * بله. همه باغ هاي گياه شناسي كتابچه اي تحت عنوان «Seed list» دارند كه اسامي گونه هاي گياهي موجود درباغ را درآن آورده اند. باغ هاي گياه شناسي دنيا در يك توافق غيررسمي اما متداول، گونه هاي مورد درخواست را از يكديگر دريافت مي كنند. ما نيز طي سالهاي گذشته به دنبال ارتباطات وتماس هاي انجام گرفته، نسبت به تكميل گونه هاي مورد نياز اقدام كرده ايم و اين روال همچنان ادامه دارد. * باغ گياه شناسي ملي ايران درحال حاضر زيرمجموعه كدام بخش است؟ *مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، درقالب دو طرح باغ گياه شناسي ملي ايران و بانك ژن جنگلها و مراتع، سالهاست وظايف خود را در عرصه حفظ تنوع گياهي كشور، پيگيري مي كند كه متأسفانه ميزان پشتيباني از اين دو طرح ملي ، درخور اهميت و جايگاه آنها نيست. * به عنوان سؤال آخر ، به اعتقاد شما چه آثار زيانباري براثر كم توجهي به حفظ گونه هاي گياهي شكل مي گيرد كه لازم است به آنها توجه شود. * حدود ۲۲درصد گياهان ايران ، انحصاري هستند و فقط در محدوده كشور ايران هستند . از اين ۲۲درصد ، نيمي از آنها پراكنش تك استاني دارند . يعني روي كره زمين فقط درمحدوده بسيار كوچكي دريك استان واقع شده اند. وسعت پراكندگي برخي از گونه هاي گياهي درسطح كره زمين كمتر يك هكتار است . ما يك نمونه ا زچنين گياهاني را كه پراكنش بسيار محدود دارند ، دريك كوه دربندرعباس يافتيم . يك جاده سازي، يك شخم نادرست، چراي بي ر ويه دام ، رانش زمين، خشكسالي ، آلودگي هوا وساير آلودگي ها نظير فاضلاب هاي جاري در رودخانه ها و دشتها و زباله مي تواند يك گونه گياهي را براي هميشه در معرض نابودي قرار دهد. فرآيند گونه زايي كه همواره در طبيعت درحال انجام است، براثر تخريب عرصه هاي طبيعي ، درحال مختل شدن است. بسياري از گياهان كه مي توانند نقشي مهم را در زندگي انسان از جهت غذايي ، دارويي ا يفا كنند، بي آنكه هنوز شناسايي شده باشند ، درحال انقراضند و ما با نگاه روزمره به مسائل آنها را از بين مي بريم. قوانين پيشگيرانه و ابزارهاي نظارتي دقيق و درست عمل نمي كنند واز اين رو، تخريب طبيعت سبز، هرروز ابعاد تازه اي به خود مي گيرد. به عنوان مثال در منطقه شمال، درختي به نام سرخدار وجود دارد كه در نواحي محدودي ديده مي شود. درختان معدود موجود با وجود ممنوعيت قانوني ، از آن جهت كه درخراطي كاربرد دارد مدام قطع مي شود . يكي از منابع تحقيقات عليه سرطان در دنياي امروز بر روي چوب درخت سرخدار است كه با بهره برداري آن را از بين مي بريم . يا درخت ديگري به نام درخت انجيلي در حاشيه خزر وجود دارد كه روبه انقراضند. اين درخت قبل از عصر يخبندان، سراسر اروپا را فرا گرفته بود كه پس از دوره يخبندان ، درآن نواحي از بين رفت ودرحال حاضر فقط درحاشيه خزر وجود دارد.
سيل گلستان وچندي پيشتراز آن سيل نكا، واكنش طبيعت دربرابر انسان بود . سيلي كه در پايين دست دست كم ۵۰۰نفر را كشت، معلول قطع درختان دربالادست بود . شما به ميزان برداشت چوب از جنگلها توجه كنيد. عمده رودخانه هاي دائمي ما از زاگرس سرچشمه مي گيرد. آب زاگرس استحصال نمي شود مگر اينكه جنگل باشد. حجم زيادي از عرصه هاي جنگلي زاگرس به زمين هاي زراعي وكارخانه تبديل شده است. در شرايطي كه خشكسالي هرسال چهره خشن تري از خود نشان مي دهد، نبايد فراموش كنيم كه اگر جنگل و مرتع نباشد، رودخانه هم نخواهد بود. گياهان اعجاب انگيزي كه طي ميليونها سال شكل گرفته اند ، براثر زياده خواهي و خودخواهي انسانها از بين مي روند . حفظ طبيعت سبز و محيط زيست در دنياي كنوني ، يك نياز جهاني است. دود هرايرادي كه توسط ما به محيط زيست وارد شود ، به چشم همه مي رود . عمليات تخريبي كه يك روستايي فقير در جنگل هاي آمازون انجام مي دهد، درسرنوشت ما تأثير مي گذارد. سوراخ شدن لايه اوزون نيز چنين حكايتي دارد. صدها ميليون يخچال هاي چين كه مصرف كننده گاز «سي.اف.سي» هستند ، لايه اوزون را سوراخ مي كند كه در سرنوشت همه اثر مي گذارد. او آنجا يخچال مصرف مي كند . ما اينجا دچار مشكل مي شويم. دوره اي كه انسان طبيعت را صرفاً محلي براي تأمين معيشت خود مي دانست، سپري شده است. نبايد به طبيعت به عنوان مكاني براي درآوردن پول و غذا نگاه كرد. در دنياي امروز ،ارتباط انسان با طبيعت ، ارتباط فرامعيشتي است. طي همه سالهاي پس از انقلاب ، ما عملاً نتوانستيم مالكيت ملي را بر منابع طبيعي تثبيت كنيم وفقط آن را خدشه دار كرديم. علاوه بر ضعف قوانين و نظارت و پشتيباني دستگاههاي ذيربط وعملكرد نادرست بخش خصوصي و ناآگاهي مردم كه موجب تخريب محيط زيست شده است. به عوامل تهديدكننده دولتي نيز بايد اشاره كرد. بدنه دولت، مالكيت ملي را با مالكيت دولتي اشتباه گرفته است. برمبناي اين نگرش نادرست ، بخش دولتي تصور مي كند هركاري بخواهد مي توا ند درمنابع ملي انجام دهد. سهم بخش دولتي در تخريب منابع طبيعي كمتر از مردم نيست. راههايي كه زده مي شود ، عبور لوله هاي گاز و نفت، دكل هاي برق، احداث كارخانجات ، توسعه شهرها و كاوش هاي معدني همه بدون توجه به حساسيت هاي زيست محيطي وبدون مطالعه و هماهنگي با سازمانهاي مسؤول صورت مي گيرد و ۳قوه دولتي نيز آنطور كه لازم است حساسيت به خرج نمي دهند. بسياري از مشكلات ما به راحتي قابل حل است ولي ما فاقد اراده لازم براي حل مشكل هستيم . وقتي اراده ايجاد شد ، فرهنگش را هم مي آورد. انهدام وتخريب طبيعت قابل جبران نيست. نسل بعد از ما با فاجعه بزرگي روبرو مي شود. * دكتراي اكولوژي گياهي از شفيلد انگلستان ** موزه گياهان خشك شده |
||||||||||
|
2
نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 8:47 توسط رضا زینلی
|
|
||||||||||
|
|
26ماه انتظار با علائم ظهور |
|
|
موزه علوم طبيعي بهاباد يزد
سي دي رايانه اي ۲۶ماه انتظار با علائم ظهور را به منتظران موعود عج ارائه مي نمايد
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 9:12 توسط رضا زینلی
|
|
||